تبلیغات
کشاورزی -علف های هرز و کنترل آنها

Herbicide Resistance Managementمدیریت مقاومت علف کش ها

Ron Vargas (UCCE Farm Advisor, Madera and Merced Counties); and

Steve Wright (UCCE Farm Advisor, Tulare County)

Background

The use of herbicides in production systems have allowed growers to effectively and economically control

weeds. Hard to control weeds, such as field bindweed and annual morningglory, can now be effectively

managed in cropping systems. Selective herbicides have allowed the reduction, and in some cases, the

elimination of hand weeding all together. Cultivation has been reduced in field and vegetable crops with

movement toward reduced or minimum tillage systems. The new generation of herbicides are much more

environmentally friendly, controlling weeds with only ounces of active ingredients per acre as opposed to

pounds per acre required by some of the older herbicides. The introduction of herbicide tolerant crops has

provided growers with an additional option for effective control. But, for herbicides to remain effective and to

sustain their use, attention and consideration must be given to Herbicide Resistance.

Weed resistance to herbicides is not a new phenomenon (Table 1), but is somewhat less known and experienced

than insecticide or fungicide resistance. The first report of herbicide resistance occurred in 1960 with the

discovery of Trazine resistant common groundsel. Since that time 287 weed biotypes around the world have

evolved resistance to herbicides. Both hairy fleabane and buckhorn plantain are resistant to glyphosate in South

Africa. Hairy fleabane has become difficult to control with glyphosate in our California production systems,

indicating possible development of resistance. Reports of poor or ineffective control of lambsquarter in our

Roundup Ready cotton systems have surfaced in the last two years. And just recently, Roundup resistance

horseweed (marestail) has been confirmed in the eastern U.S.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 تیر 1388    | توسط:    |    |
نظرات() 

عکس هایی از علف هرز با نام Abutilon theophrasti

عکس هایی از علف هرز      Abutilon theophrasti

نوشته شده در تاریخ جمعه 4 اردیبهشت 1388    | توسط:    |    |
نظرات() 

هندوانه ابوجهل :Citrullus colocynthis

هندوانه ابوجهل :Citrullus colocynthis

نام انگلیسی: Bitter cucumber

دو مقاله تخصصی بین المللی ISI در مورد این گیاه (برای دانلود مقالات کلیک کنید)

     

برای بزرگنمایی بیشتر بر روی عکسها کلیک کنید

یک عکس از برگها و سرشاخه گیاه با کیفیت خیلی بالا(برای دیدن کلیک کنید)

گیاهشناسی

گیاهی علفی، چند ساله، دارای ساقه خوابیده یا بالا رونده و پوشیده از تار است. برگهای آن متناوب منقسم، لوبهای متعدد دندانه دار پوشیده از تار و دارای ظاهری به رنگ مایل به سفید در سطح تحتانی پهنک است. از کناره برگهای آن پیچکهایی خارج می شود که موجبات اتصال گیاه را به تکیه گاه فراهم می سازد. گلهای آن دارای وضع منفرد و بر دو نوع نر و ماده بر روی یک پایه است. گل نر آن دارای جامی به رنگ زرد نارنجی و متصل از راه قاعده به کاسه گل است. گلهای ماده آن شباهت کامل به گلهای نر دارد و فقط به جای پرچم، مادگی با تخمکهای متعدد در آن دیده می شود. میوه اش کروی به رنگ زرد، به بزرگی یک نارنج کوچک، پوشیده از یک پوست نازک ولی سخت و دارای میان بر سفید رنگ و اسفنجی است. در داخل میوه نیز دانه هایی به رنگ سفید با ظاهر بیضوی و مسطح جای دارد

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 فروردین 1388    | توسط:    |    |
نظرات() 

آللوپاتی گندم

علف های هرز جزء محدود کنندهای اصلی عملکرد محصولات زراعی در اکثر سیستم های کشاورزی و بخصوص سیستم ارگانیک هستند. در سیستم کشاورزی مرسوم، علف های هرز توسط علفکش ها کنترل می شوند اما این فعالیت نگرانی هایی را در مورد سلامت انسان و محیط در پی داشته است. استفاده گسترده از علفکش ها یک مشکل جدید به نام علف های هرز مقاوم به علفکش به وجود آورده است.

اثرات آللوپاتی، ناشی از مواد بازدارنده ای است که بصورت مستقیم توسط گیاهان زنده به محیط وارد شده اند یا شامل تمامی ترشحات ریشه، مواد حاصل از آبشویی، تبخیر و بقایای گیاهی تجزیه شده، می باشد. Whittaker و Feeuy مواد سمی گیاهی را آللوکمیکال نامیدند. استفاده از آللوپاتی برای کنترل علف های هرز مطالعات زیادی را در چند دهه گذشته بخود اختصاص داده است.

گندم یکی از غذاهای اصلی در جهان است که آزمایشات بین المللی زیادی برای ارزیابی توانایی آللوپاتیک آن در جلوگیری از رشد علف هرز در جهان صورت گرفته است. اولین بررسی ها در اواخر دهه 1960 نشان داد که آللوپاتی بقایای گندم در بین ارقام متفاوت است. گیاهچه ها، کاه وکلش و عصاره آبی بقایای گندم باعث بروز اثرات آللوپاتی بروی رشد تعدادی از علف های هرز می شود. آللوپاتی گندم معمولا با کاهش شیوع آفات و بیماریها همراه است.

تحقیقات بر روی آللوپاتی گندم به بررسی اثر آللوپاتی گندم بر دیگر گیاهان زراعی، علف های هرز، آفات و بیماریها، همچنین استخراج و خالص سازی و تشخیص عوامل آللوپاتیک، خودمسمومی گندم، و مدیریت بقایای گندم می پردازد انتخاب واریته های مختلف گندم برای ارزیابی میزان پتانسیل آللوپاتیکشان در توقف علف های هرز و مطالعه بر رفتارهای ژنتیکی برای صفات آللو پاتیک، در دست بررسی است.

اثرات مفید آللوپاتی گندم

1. آللوپاتی گیاهچه گندم برای توقف رشد علف هرز:

آللوپاتی گیاهچه گندم بروی علف های هرز مشخصی ارزیابی شده است. ترشحات ریشه گیاهچه های گندم حاوی 5 Benzoxazinones و 7 فنولیک اسید می باشد. بالاترین غلظت ترکیبات آللوکمیکال در هر دو گروه شیمیایی در 8 روز پس از جوانه زنی اتفاق افتاد که این به خوبی با حداکثربازدارندگی رشد چچم توسط ترشحات ریشه گندم در این دوره مشاهده شد. که این مطلب حاکی از آن است که مواد شیمیایی قوی آللوپاتیک بازدارنده، در ترشحات ریشه وجود دارد.

Spruell در سال 1984، 284 توده گندم را برای ارزیابی پتانسیل آللوپاتیکشان در ایالات متحده غربال کرد. ترشحات ریشه هر توده با سویه T64، برای بازدارندگی رشد ریشه و ساقه در بروموس و سلمه مقایسه شد. 5 توده ترشحات ریشه ای تولید کردند که به طور معنی داری نسبت به سویه T64 اثرات بازدارندگی روی رشد ریشه های علف هرز داشتند.

Hashem و Adkins در سال 1998 غربال ارقام مختلف گندم را برای تعیین آللوپاتی گیاهچه بر رشد یولاف وحشی و خاکشیر آزمایش کردند و دریافتند که از 17 توده، T. speltoids بازدارنده رشد طولی ریشه یولاف وحشی است و 2 تا از 19 توده بازدارنده رشد طولی ریشه چه در خاکشیر می باشد.

در سال 2000 Wu و همکاران، توانایی آللوپاتی 453 توده گندم از 50 کشور را بر رشد چچم یکساله بررسی کردند و تفاوت معنی داری از نظر بازدارندگی رشد ریشه چچم از 9/90 – 7/9 درصد گزارش دادند. توانایی آللوپاتی گیاهچه گندم از کشورهای مختلف،تفاوت معنی داری نشان می دهد که این نشان دهنده دخالت چند ژن برای بیان صفت آللوپاتی است. از 453 توده، 63 توده اثرات آللوپاتیک بسیار قوی داشتند که اثر بازدارندگی آنها بیش از 81 درصد روی رشد ریشه چچم بود، در حالیکه 21 توده اثر آللوپاتیکی ضعیفی داشتند و اثر بازدارندگی آنها کمتر از 45 درصد بروی چچم بود.

میزان آللوپاتی گیاهچه گندم بطور معنی داری با کشور مبدا مرتبط است. توده هایی افغانستان، کانادا، لهستان دارای اثرات آللوپاتیک ضعیفی بودند در حالیکه توده هایی از آلمان، مکزیک و آفریقای جنوبی اثر آللوپاتیکی بسیار قوی داشتند.

در آزمایشهای انجام شده توسط ریزوی و همکاران در سال 2000 توده های گندم، یک تفاوت ژنتیکی معنی دار بین 10+ تا 30- درصد نشان دادند. ارقامی مانند قدس، خزر1، 4512PI به ترتیب موجب 9/27، 3/28 و 2/30 درصد کاهش در وزن خشک علف هرز (یولاف) شدند. ارقام bezostaya-1 ، نوید و نوید نژاد آللوپاتی مثبت داشتند و وزن خشک یولاف را به ترتیب 6/6، 9/10 و 4/10 درصد افزایش دادند. افزایش در تراکم بذر گندم بازدارندگی آللوپاتی یولاف را تقویت نمود اما باعث هیچ گونه خودمسمومی نشد. این نتایج نشان می دهد که بعضی از توده های گندم حامل ژن هایی برای صفات آللوپاتی (هم افزایش هم بازدارندگی) هستند که می تواند برای اصلاح ارقام گندم دارای توانایی آللوپاتی به منظور کنترل علف های هرز مورد استفاده قرار گیرد.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 فروردین 1388    | توسط:    |    |
نظرات() 

مقاله در مورد مقاومت علف کشها Managing Herbicide-resistant Weeds

CAROL MALLORY-SMITH

Revised December 21, 2007

*Adapted from Herbicide-resistant Weeds and Their Management, PNW 437, a Pacific Northwest Extension publication (University of Idaho, revised 2007). Authors are Carol Mallory-Smith, George R. Hyslop professor, Oregon State University; Donn Thill, professor of weed science, University of Idaho; and Don Morishita, Extension weed scientist, University of Idaho.

Herbicide resistance is the inherited ability of a plant to survive a herbicide application to which the wild-type was susceptible. Resistant plants occur naturally within a population and differ slightly in genetic makeup but remain reproductively compatible with the wild-type.

Herbicide-resistant plants are in a population in extremely small numbers. Repeatedly using one herbicide allows these few plants to survive and reproduce. The number of resistant plants then increases in the population until the herbicide no longer effectively controls the weed.

Resistant plants likely will persist in infested fields for many years, even in the absence of any additional selection with the herbicide. There is no evidence that herbicides cause the genetic mutations that lead to herbicide resistance.

Resistant plants may be resistant to other herbicides (imidazolinones as well as sulfonylureas, for example) that kill plants in the same way (same site of action or same group). This is called cross-resistance.

Weeds also can be resistant to herbicides with different sites of action (aryloxyphenoxy propionates as well as sulfonylureas, for example). In Australia, a biotype of annual ryegrass is resistant to at least five different herbicide groups. This is called multiple resistance.

Herbicide resistance is not the natural tolerance that some species have to a herbicide. For example, wheat is tolerant to Hoelon because it can rapidly deactivate it. Wild oat can only slowly deactivate Hoelon, so the herbicide can be used selectively to remove wild oat from wheat.

The first identified herbicide-resistant weed—spreading dayflower (Commelina diffusa) resistant to 2,4-D—was identified in 1957 in a sugarcane field in Hawaii. Since then, more than 200 weeds resistant to one or more herbicides have been identified worldwide. Current information on the status of herbicide-resistant weeds can be found at http://WeedScience.org/in.asp
Herbicide-resistant weeds are now common in the Pacific Northwest:

   • Kochia, prickly lettuce, and Russian thistle resistant to sulfonylurea herbicides (Glean, Amber, Ally, and other Group 2 inhibitors)

   • Wild oat and Italian ryegrass resistant to Hoelon and other Group 1 (ACCase) inhibitors

   • Powell amaranth resistant to triazines and other Group 5 inhibitors

   • Yellow starthistle resistant to Tordon and other Group 4 inhibitors

   • Wild oat resistant to Far-Go and Avenge

The appearance of herbicide-resistant weeds is strongly linked to repeated use of the same herbicide or herbicides with the same site of action in a monoculture cropping system (for example, wheat after wheat) or in noncrop areas (railway or road rights-of-way, etc.). To manage herbicides to delay and prevent the appearance of herbicide-resistant weeds, you must know in which chemical family a herbicide belongs and which herbicides have the same site of action.

The table below lists herbicides by group number and site of action, chemical family, common name, and trade name, and it gives examples of resistant weeds. Herbicide families that have the same site of action are the same group number.

A herbicide program to prevent resistance does not use herbicides from the same group more than once in 3 yr.

Tank-mixing herbicides is not an effective resistance management strategy. If herbicides in the tank mixture control different weed species and have different soil residual characteristics, resistant weed biotypes will continue to be selected. For example if a long-residual (Glean) and a short-residual (2,4-D) herbicide are tank-mixed, both herbicides may control emerged broadleaf weeds. However, Glean will continue to control weeds throughout the growing season and could continue to select for resistant plants. Tank-mix only when a herbicide combination is required to control the weed spectrum or will reduce herbicide use rates. Tank-mixing for other reasons is not economically or ecologically sound.
Management can prevent or delay the appearance of herbicide-resistant weeds. The following practices can be used with the information on herbicide families provided in the table to form a herbicide resistance management strategy.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 بهمن 1387    | توسط:    |    |
نظرات() 

Fescue, A Common Lawn Grass, Use Natural Herbicide To Controls Weeds

Fescue, A Common Lawn Grass, Use Natural Herbicide To Controls Weeds

 Certain varieties of common fescue lawn grass come equipped with their own natural broad-spectrum herbicide that inhibits the growth of weeds and other plants around

them.

Cornell researchers have identified the herbicide as an amino acid called meta-tyrosine, or m-tyrosine, that these lawn grasses exude from their roots in large amounts. This amino acid is a close relative of para-tyrosine (p-tyrosine), one of the 20 common amino acids that form proteins.

Reporting on the discovery in of the Proceedings of the National Academies of Science, Frank Schroeder, the paper's senior author and an assistant scientist at the Boyce Thompson Institute for Plant Research on Cornell's campus, said, "We at first didn't believe m-tyrosine had anything to do with the observed herbicidal activity, but then we tested it and found it to be extremely toxic to plants but not toxic to fungi, mammals or bacteria."

Co-author Cecile Bertin, Ph.D. '05, research director for PharmAfrican, a Montreal-based bio-pharmaceuticals company, made the initial discovery that fescue grasses inhibit plants from growing around them.

While m-tyrosine itself is too water soluble to be applied directly as a herbicide, this research may lead to development of new varieties of fescue grasses that suppress weeds more effectively, which could reduce the need for synthetic herbicides, said Schroeder. By increasing our understanding of basic plant biology, the discovery of m-tyrosine's herbicidal properties could also help researchers discover more sustainable ways to control weeds or completely new herbicides, Schroeder added.

He and his colleagues are now conducting experiments to understand how m-tyrosine works as a plant killer. Plants depend on the production of large amounts of another common amino acid, phenylalanine, which is essential for the biosynthesis of wood, cell walls and lignin.

"Phenylalanine, m-tyrosine and p-tyrosine are structurally all very similar," said Schroeder. "Because of this similarity, we think that m-tyrosine might simulate high concentrations of phenylalanine, which would normally provide negative feedback for phenylalanine biosynthesis" and, thereby, suppress plant growth.

Schroeder and colleagues are also trying to understand why fescue grasses do not succumb to the toxin themselves. They found that when phenylalanine was added to plants dying from m-tyrosine exposure, they recovered. As a result, the researchers suspect that these fescue varieties may overproduce phenylalanine to save themselves from their own toxin.

People have not recognized how effective some fescue varieties are at suppressing weeds because m-tyrosine production appears to be highly dependent on environmental conditions, Schroeder said, which is another area that the researchers are currently investigating.

This work was supported by the National Institutes of Health, New York State Turfgrass Association, the National Science Foundation and Triad Foundation.

 

 

ScienceDaily (Oct. 31, 2007)  

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 بهمن 1387    | توسط:    |    |
نظرات() 

فسکیو گیاهی که تولید علف کشهای طبیعی می کند.

فسکیو گیاهی که تولید علف کشهای طبیعی می کند.

محققان دانشگاه کرنل دریافتند که علف فسکیو به طور طبیعی میزان زیادی از متا تیروزین از طریق ریشه تولید میکند که این ماده خاصیت علف کشی شدیدی دارد. آقای شرودر مدیر این طرح میگوید این ماده برای علفهای هرز بسیار سمی است ولی بر روی قارچها، پستانداران و باکتریها هیچ اثری ندارد.این ماده قابلیت حل بسیار بالایی در آب دارد و نمیتوان آن را به طور مستقیم برای مصارف علف کشی مصرف کرد. محقان در نظر دارند دنبال گونه هایی از این گیاه باشند که خاصیت علف کشی بیشتری داشته باشد تا میزان مصرف علف کشهای صنعتی را نیز کم کنند. با افزایش معلومات درباره این گیاه میتوان راههای پایدارتری را برای تولید محصولات کشاورزی و کنترل علفهای هرز بدست بیاوریم و یا اینکه یک علف کش کاملا جدید کشف کنیم.
محققان دانشگاه کرنل در حال تحقیقات بیشتر برای چگونگی عملکرد این علف کش طبیعی هستند.
بیشتر گیاهان وابسته به اسید آمینه فنیل الانین هستند که برای تولید چوب ضروری است. و ممکن است متا تیروزین باعث جلوگیری از سنتز فنیل الانین گردد و در نهایت از رشد گیاه جلوگیری کند.
ساختار فنیل آلانین و متا تیروزین بسیار شبیه یکدیگر است و شاید به خاطر تولید زیاد متا تیروزین است که تولید فنیل آلانین متوقف میشود.

 منبع: www.sciencedaily.com

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 بهمن 1387    | توسط:    |    |
نظرات() 

مقاله در مورد قسمت اول allelopathic

Pak J. Weed Sci. Res. 13(1-2): 99-112, 2007

 

ALLELOPATHIC EFFECTS OF BARLEY (Hordeum vulgare) ON GERMINATION AND GROWTH OF WILD BARLEY (H. spontaneum)

 

Zoheir Y. Ashrafi[1], Sedigheh Sadeghi, and Hammid. R. Mashhadi

 

 

ABSTRACT

Barley [Hordeum vulgare (L.) Koch.] contains water soluble allelochemicals that inhibit the  germination and  growth of other species. This characteristic could be used in weed management programs. Greenhouse and laboratory experiments were conducted to determine the effects on wild barley (H. spontaneum Koch.) germination and seedling growth of preceding crops, (ii) fresh Barley residue incorporation, and (iii) Barley leaf, stem, flower and root water extract concentrations. Growth of wild barley, as indicated by plant height and weight, was significantly reduced when grown in soil previously cropped to Barley compared with that cropped to wild barley. Soil incorporation off fresh Barley roots and both roots and shoots reduced wild barley germination, plant height and weight when compared with a no-residue control. In bioassays, Barley extracts reduced wild barley hypocotyl  length, hypocotyl weight, radicle weight, seed germination, and radicle length by as much as 44, 578, 61, 686 and 79 %, respectively, when compared with water control. Increasing the water extract concentrations from 4 to 20 g per 100 ml of water of all Barley parts significantly increased the inhibition of wild barley germination, seedling length and weight. Based on 8-day-old wild barley radicle length, averaged across all extract concentrations, the degree of toxicity of different Barley plant parts can be ranked in the following order of inhibition: leaves > flowers > mixture of all plant parts > stems > roots.

 

Key words: allelopathy , Barley-Hordeum vulgare (L.) Koch., wild barley-H. spontaneum Koch., water extracts, germination inhibition.

 

 

INTRODUCTION

Allelopathy is defined as the direct or indirect harmful or beneficial effects of one plant on another through the release of chemical compounds into the environment (Rice 1984). Several phytotoxic substances causing germination and/or growth inhibitions have been isolated from plant tissues and soils. These substances, collectively known as allelochemicals, are usually secondary plant products or waste products of main metabolic pathways of plants (Whittaker and Feeny 1977, Hall and Henderlong 1989, Chon and Kim 2002). Barley is well known for its allelopathic compounds. Several phenols and terpenes have been reported in various cultivars of Barley (Spring et al. 1992; Macias et al. 2002).

Various forms of unicellular, filamentous, and colonial freshwater algae pose management problems in ponds, lakes, and reservoirs. Algae may interfere with pond uses or lead to environmental problems both directly as a consequence of excessive algal biomass and indirectly due to the algicide treatments used in their control. Filamentous algae clog pumps, screens, and emitters in agricultural irrigation systems. Many algal forms create off-flavors in potable water (Barrett et al., 1996). These unpleasant tastes and odors reduce the water intake of livestock and can render water from reservoirs unfit for human consumption (Gibson et al., 1990; Vymazal, 1995). Remedial efforts to reduce the effects of algal blooms in reservoirs (e.g. filtering or chlorinating the water) have met with limited success since species such as Synura sp. and Anabaena sp. release oils during chlorination creating additional taste and odor problems (Vymazal, 1995). Mat-forming species also can hinder recreational fishing and swimming, and are considered unsightly by the general public (Newman, 1999).

 

Anecdotal evidence of the ability of barley straw to control algal growth was observed as early as 1980 (Welch et al., 1990). Subsequent work demonstrated the addition of barley straw to a pond does not kill algae already present, but prevents the growth of new algal cells (Newman, 1999). This algistatic activity is produced on immersion and during decomposition of straw in a well-oxygenated environment. Decomposing barley straw has been shown to control a wide range of algae in freshwater systems including unicellular, filamentous and colonial forms (Gibson et al., 1990 and Martin and Ridge, 1999). However, it appears that responses to barley straw in the laboratory are species-specific with no consistent pattern of inhibition within any algal division. Moreover, plant residues, including barley straw, are known to stimulate algal growth in some species (Rice, 1986, Butler, 1998 and Martin and Ridge, 1999).

 

Although laboratory studies have indicated that decomposing barley straw is not inhibitory to all algal species, many field studies in the United Kingdom have demonstrated its successful use as an algistatic agent (Barrett et al., 1996, Everall and Lees, 1996, Everall and Lees, 1997, Caffrey and Monahan, 1999 and Ridge et al., 1999). However, consistent control of algal growth by decomposing barley straw has not been found in initial field studies in the US (Lembi, 2002).

 

 They are often water soluble substances that are released into the environment through root exudation, leaching and decomposition of plant residues. Several Asteraceae species have been reported as having allelopathic effects on other plant species, reducing seed germination and emergence of subsequent small-grain crops when grown in rotation (Bialy et al. 1990, Muehlchen et al. 1990). Autotoxicity has been found to be a problem in at least one cultivar of barley grown in Tunisia. Ben-Hammouda et al. (2001) reported that this same cultivar of barley was autotoxic to other cultivars of barley, though not to itself. Leaves were the most important source of allelopathic substances. This same cultivar of barley was also found to be phytotoxic to durum wheat (Triticum durum) and bread wheat (T. aestivum). Seedling growth bioassays demonstrated that the two wheat species responded differently to the allelopathic potential of barley with a greater sensitivity shown by the bread wheats. For both wheat species, radicle growth was more depressed than coleoptile growth, though stimulation of seedling growth was observed for durum wheat. Leaves and roots were the most phytotoxic barley plant parts for durum and bread wheats, respectively. Results suggested that the response by durum wheat and bread wheat varied depending on the source of allelochemicals (i.e. plant part) and the growth stage of the barley plant. Consequently, barley should be considered a depressive prior crop for both durum wheat and bread wheat in a field cropping sequence. However, studies with other species have reported that the response to allelochemicals may be concentrationdependent. Allelochemicals that inhibit the growth of some species at certain concentrations might in fact stimulate the growth of the same or different species at different concentrations (Narwal, 1994). It is thus essential to identify concentrations at which each specific response occurs if allelopathic interactions are to be used in weed management programmes. In addition, various plant parts may vary in their allelopathic potential (Chon and Kim 2002, Economou et al. 2002). Information about the allelopathic potential of the flora of Mediterranean regions remains scarce. The present study was conducted to determine the allelopathic potential of Barley towards wild barley, a problematic weed in Mediterranean regions. The objectives were to determine the effects of (i) preceding crops on germination and seedling growth of wild barley, (ii) fresh Barley residue incorporation on early growth of wild barley, and (iii) the effects of water extract concentration of various Barley parts on wild barley seed germination and seedling growth.

 

MATERIALS AND METHODS

GREENHOUSE EXPERIMENTS

EFFECTS OF PRECEDING CROPS

          T he effects of preceding crops were studied by growing Barley and wild barley in soils from fields in northern Iran (Mazanderan state) cropped in the previous season with either species, to assess the existence of long-term allelopathicity of Barley. Ten wild barley seeds were planted in pots (150 mm wide and 150 mm high) each containing soil (loam) from adjacent fields previously cropped either to wild barley (wild barley soil) or Barley (Barley soil). Each treatment, wild barley grown in wild barley soil and wild barley grown in Barley soil, was replicated eight times and arranged in a completely randomized design. A similar experiment was performed with barley, planting five seeds per replicate pot. Plants were grown at constant temperature (26 ؛C) with a 16-h light 8-h dark cycle for 35 days. At the end of the growth period, germination percentage, plant height and fresh weight were recorded.

Effects of fresh residue incorporation

            The effects of incorporating fresh Barley or wild barley whole plants or roots only on wild barley were studied to test for the existence of short-term Barley allelopathicity. Treatments were designed in a 2 × 3 factorial assigned to a randomized complete block design with four replications. Treatment combinations included source of residues (Barley or wild barley) and type of residues incorporated [whole plants, roots only or no residue (control)]. Ten Barley or wild barley plants were grown for 30 days in pots (170 × 165 mm) kept under greenhouse condition. At the end of this period, whole plants or roots only were mixed into the soil in situ. Control treatments contained only soil. Four days after incorporation, 10 wild barley seeds were planted in each pot, including control pots. Germination, plant height and dry weight were recorded 30 days after planting.

Laboratory experiments

Preparation of extracts

            Barley plants were collected from fields in center Iran(Tehran state)  during the 2004–05 growing season. Fresh Barley plants were separated into leaves, stems, roots and flowers. Tissues from each plant part were soaked in distilled water for 24 h at 25 ؛C in a lighted room to give concentrations of 4, 8, 12, 16, and 20 g of tissue per 100 ml of water.

 

            After soaking, solutions were filtered through four layers of cheesecloth and the filtrate was then centrifuged (1500 g) for 4 h. The supernatant was filtered again using a 0.2 mm Filter ware unit to give the final water extract. Ten-millilitre aliquots from each plant part extract were mixed together to constitute whole-plant extracts.

Seed bioassays

Hundred wild barley seeds were surface sterilized with water : bleach solution (10 : 1) and were placed evenly on filter paper in sterilized 9 cm Petri dishes. Ten millilitres of extract solution from each plant part was added to Petri dishes and distilled water was used as a control. All Petri dishes were placed in a lighted room at 25 ؛C. Treatments (extracts from the various plant parts and the distilled water control) were arranged in a completely randomized design with four replications. After 7 days, germination was determined by counting the number of germinated seeds and expressed as total percentage. Radicle and hypocotyl lengths were determined after 78 days by measuring 24 representative seedlings. After measuring the radicle and hypocotyl lengths, the seedlings were separated into hypocotyl and radicle parts. The plants were then dried and their respective dry weights recorded.

Water uptake by seeds

            One-gram samples of wild barley seeds were soaked for 4, 8, 12 and 16 h in Barley leaf water extracts at concentrations of 4, 8, 12, 16 and 20 g per 100 ml of water. Distilled water was used as the control. Treatments were arranged in a completely randomized design with four replications. After soaking, seeds were taken from the solution, blotted for 2 h and weighed. Water uptake was calculated by subtracting the original seed weight from the final seed weight and expressed in milliliters.

Statistical analyses

            All experiments were repeated twice and pooled mean values were separated using least significant differences (LSD) at the 0.05 probability level following an analysis of variance; except for the experiment investigating the effects of preceding crops, for which t-tests were used. Statistical analyses were made with the MSTAT statistical program (Michigan State University, East Lansing, MI).

 

RESULTS AND DISCUSSIONS

Greenhouse experiments

            Growth of Barley, as indicated by plant height and fresh weight of 35 days grown plant, was significantly reduced in soil previously cropped to Barley compared with that cropped to wild barley (Table-1). However, the preceding crop did not affect Barley germination. In case of wild barley, differences in germination percentage, plant height and fresh weight per plant caused by preceding crops were all significant. All variables were significantly lower when the preceding crop was Barley than when it was wild barley. These results suggest that Barley has a long-term potential to reduce the growth of plants from other (i.e. allelopathicity) or the same species (i.e. autotoxicity). Other species, e.g. alfalfa (Medicago sativa L.), have both allelopathic and autotoxic potentials (Chung and Miller 1995; Chon and Kim 2002).

Effects of residue incorporation

            Wild barley germination percentage, plant height and dry weight of 35 days grown plant were all significantly lower with fresh Barley or wild barley residue incorporation than the controls, suggesting the presence of short-term allelopathic and autotoxic effects (Table-2). However, germination and growth inhibition of wild barley were 16–28 % greater with Barley than with wild barley incorporation. Allelopathicity and autotoxicity were also greater when whole plants were incorporated than when roots only were incorporated. This response could be attributable to a greater contribution of allelochemicals from leaves or simply to the greater amount of residues incorporated with whole plants.

Laboratory experiment

Germination

            Extracts from fresh Barley leaves, stems, flowers, roots and their mixture greatly inhibited wild barley seed germination at all concentrations compared to water control (Table-3).

Germination reductions ranged between 12 and 67 %. The degree of inhibition increased for all tissues with increase in extracts concentration from 4 to 20 g per 100 ml of water. Plant parts varied in their allelopathicity to wild barley germination.Leaf extracts had the greatest allelopathic potential at all concentrations and stems had the lowest. Leaf extract reduced germination by 34, 48, 53, 59 and 64 % at concentrations of 4, 8, 12, 16 and 20 g per 100 ml of water, respectively. These results are in accordance with other studies which reported the allelopathicity may vary among plant parts (Chon and Kim, 2002; Economou et al. 2002) and in accordance with data of Turk and Tawaha (2002), who reported that Barley leaves had the greatest inhibitory effect on lentil (Lens culinaris Medik.).

Seedling length

            All extracts, except that of stems, significantly reduced hypocotyl length at all concentrations compared to water control (Table-4). Reductions ranged between 7 and 46 %. Hypocotyl length was not affected by stem extracts at any concentrations. For all other extracts, allelopathicity increased with increases in concentrations. At all concentrations, reduction was greatest with leaf extracts compared to extracts from other parts. Radicle length appeared more sensitive to allelochemicals than was hypocotyl length. These results are in agreement with the finding that water extracts of allelopathic plants generally have more pronounced effects on radicle, rather than hypocotyl, growth (Chung and Miller 1995; Turk and Tawaha 2002). This may be attributable to the fact that radicles are the first to come in contact with allelochemicals. Extracts from all plant parts caused a marked reduction in radicle length of wild barley seedlings, ranging between 11 and 55 % compared to water control. Again, allelopathicity increased with an increase in extract concentration of all plant parts and was greatest with leafextracts. Radicle length inhibition was lowest with root extracts. Besides the inhibition of radicle elongation, many of the extracts also altered radicle morphology, appearing distorted and twisted compared to control seedlings. Allelochemicals also affect root morphology in the alfalfa autotoxic response (Jennings and Nelson, 2002).

Seedling weight

            All Barley extracts caused a marked reduction in wild barley hypocotyl dry weight at all concentrations compared to water control, ranging between 30 and 77 % (Table-5). For all tissues, hypocotyl dry weight also decreased as the extract concentration increased. Leaf extracts were again the most inhibitory at all concentrations compared with the water control, and reduced hypocotyl dry weight by 58, 64, 68, 72 and 76 % at concentrations of 4, 8, 12, 16 and 20 g 100 ml per water, respectively. The response of wild barley radicles was similar to that of hypocotyls, although inhibition was somewhat lower, Barley extracts causing weight reductions ranging between 5 and 58 %.

Water uptake by seeds

            Increasing the concentration of water leaf extracts significantly inhibited water uptake by wild barley seeds (Table- 6). For all soaking times, the greatest inhibition in water uptake when compared with the water control occurred at the 20 g per 100 ml of water concentration, averaging 57 %. These results suggest that allelopathicity of Barley may be mediated in part through a regulation of water uptake and inhibition of seeds. This could be due to a reduction of seed protease activity, which plays a key role in protein hydrolysis during germination, and which is to a large extent related to water imbibition and water uptake of seeds (Rice 1984).

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 آذر 1387    | توسط:    |    |
نظرات() 

allelopathic

Allelopathic plants: nature’s weedkillers

Allelopathy is a process by which a plant releases chemicals that can either inhibit or benefit other plants. Since most allelopathic plants cause harm to other plants, that’s the what I’ll be discussing here.

Species competition ensures the biodiversity of ecosystems. All plants and animals have developed techniques for out-competing other species for nutrients, water, territory, and other resources. For example, certain plants have extremely dense root systems.

Allelopaths are plants that have an advanced weapon in their arsenal. The allelopathic plant competes with other species through “chemical warfare” by releasing chemicals that inhibit the growth of its competitors.

Allelopathic substances work like herbicides, preventing the germination and growth of the seedlings of competing species. Plants that are under stress, such as those with pests, diseases, or less than optimum access to nutrients, sun, or moisture, are at an even higher risk for being eliminated by allelopaths.

Depending on the plant, allelopathic substances can be released from a plant’s flowers, leaves, leaf debris and leaf mulch, stems, bark, roots, or soil surrounding the roots. Some of the chemicals biodegrade over time while others can be persistent in the soil.

Probably the most well-known allelopathic plant is the black walnut (Juglans nigra) tree. All parts of the tree–roots, bark, leaves, nuts, and even rainwater that falls off a leaf–release an allelopathic substance called juglone. Some species are affected by it and others aren’t bothered at all.

My great-aunt used to have a huge black walnut tree in her yard. I always thought it was bare underneath because we kids were always playing and horsing around underneath it! Maybe that was part of it, but the juglone must have been at work as well.

If you’re wondering what to grow near your black walnut tree, try serviceberry/juneberry/shadbush (Amelanchier sp.), tulip Shasta daisy (Leucanthemum x superbum), speedwell (Veronica sp.), or American arborvitae (Thuja occidentalis), or one of many others. More information about plants that are affected by juglone, and those that are not, is available here.

Other common trees with allelopathic properties include eucalyptus, sugar maple, tree-of-heaven, hackberry, southern waxmyrtle, American sycamore, cottonwood, black cherry, red oak, black locust, sassafrass, and American elm.

Allelopathic study is in its infancy, but early research suggests that allelopaths can be used as effective herbicides for organic weed control. For example, an allelopathic crop might be used to control weeds by planting it in rotation with other crops.

I wonder if organic herbicides based on allelopaths are commercially available, or will be soon. It’s interesting to think about the possibilities of allelopathic chemicals for the organic gardener.

www.earthfriendlygardening.wordpress.com

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 آذر 1387    | توسط:    |    |
نظرات() 

تاریخچه علف کشها

نام عمومی ، تجاری سموم دفع آفات نباتی برخی علف کشها

ردیف

نام عمومی

نام تجاری

1

آزینفوس متیل

گوزاتیون

2

آمیتراز

مایتاك

3

اتیون

سیتون ، اتیول

4

اكسی دیمتون متیل

متاسیستوكس

5

اندوسولفان

تیودان

6

ایمیداكلوپرید

كونفیدور

7

پرمترین

آمبوش

8

پریمیفوس متیل

اكتلیك

9

پروفنفوس

كوراكرون

10

پیریمیكارب

پیریمور

11

تیودیكارب

لاروین

12

دلتامترین

دسیس

13

دیازینون

دیازینون

14

دیفلوبنزورون

دیمیلین

15

دی كلرووس

ددواپ

16

دیمیتوات

دیمیتوات

17

سایپرمترین

ریپیكورد

18

فسفامیدون

دیمیكرون

19

فن پروپاترین

دانیتول

20

فن والریت

سومیسیدین

21

فنتیون

لبایسید

22

فنیتراتیون

سومیتون

23

فوزالون

زولون

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 آذر 1387    | توسط:    |    |
نظرات() 

آشنایی با علف های هرز - گل جالیز


گل جالیز

Orobanche SP

Broom rape

گل جالیز گیاه انگلی بدون کلروفیلی از خانواده Convolvulaceae است که به وسیله بذر تکثیر می یابد. خسارتی که این گیاه وارد می آورد در بعضی از سالها تا95درصد کل عملکرد مزرعه میرسد. گل جالیز گیاهی است علفی با برگهای فلس مانند که مجموعا150ً گونه مهم دارد که در سراسر جهان پراکنده اند.درایران30گونه از این جنس وجود دارد. جنس Orobancheمیزبانهای متعدد و فراوانی دارد که از جمله خیار، خربزه، طالبی، هندوانه، کدو، توتون،گوجه فرنگی،یونجه،افتابگردان وسیب زمینی را میتوان نام برد.



گل جالیز دارای ساقه گوشتی به رنگ سفید مایل به زرد است که ارتفاع ان به30تا40سانتی متر میرسد.گلهایی به رنگ زرد مایل به بنفش دارد که رنگ ان در حاشیه تیره تر میشود.گلها گاهی ارغوانی هستند و تولید بذر فراوان میکنند. این گیاه به حالت طفیلی روی ریشه بعضی گیاهان به سر میبرد.

ریشه گیاه گوشتی و به رنگ قهوه ای روشن تا قهوه ای تیره و آبدار است که عمق ان بسته به عمق ریشه میزبان متفاوت خواهد بود.برگهای ان فلس مانند،کوچک وبه رنگ قهوه ای تا قرمز مایل به قهوه ای است.


 


گل نروماده مجتمع است و به صورت خوشه انتهایی یا سنبله انتهایی،و به ندرت به صورت منفرد،ظاهر میشود.هرگل معمولا در کنار یک برگ فلس مانند جای دارد.کاسه گل از چهار کاسبرگ پیوسته تشکیل شده ورنگ ان سفید نزدیک به زرد است. جام گل لوله ای و پیوسته است و از5گلبرگ تشکیل شده است.رنگ آن قهوه ای کمرنگ و انتهایش بنفش بوده دارای چهار پرچم و مادگی و دو برچه است. تخمدان یکخانه،فوقانی و محتوی تعدادی تخمک واژگون است. میوه،خشک و شکوفا است که پس از رسیدن با شکافهای طولی باز میشود و بیرون میریزد.بذر گل جالیز کوچک و ذخیره ان کم است و تا 12 سال در زمین باقی میماند.

روشهای کنترل:

1. پیشگیری از ورود بذرگل جالیز به مزرعه بخصوص همراه کود دامی مهمترین است.

2. استفاده از گیاهان تله: ذرت، آفتابگردان، کتان و ترب وحشی

3. کنترل بیولوژیک با استفاده از حشره Phytomyza orobanche که پارازیت کپسول گل جالیز است.

4. مبارزه با گل جالیز با کندن آن به دفعات، آیش گذاردن زمین، ضدعفونی کردن خاک و کاشت بذرهای مقاوم انجام میشود.

5. برای مبارزه شیمیایی از محلول نمک و سموم الیل الکلA-Aباغلظت4 تا5درهزار، محلول 50درصد بوتیل استر با غلظت1تا2درصد وتو-فور-دی با غلظت2تا3درصد،و دی نواک5 DNC درصد استفاده میشود.

6. درسطوح محدود از متیل بروماید نیز می توان استفاده کرد

 

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 آذر 1387    | توسط:    |    |
نظرات() 

خواب بذر Dormancy

خواب بذر    Seed Dormancy 

بذر خواب به بذری اشاره دارد که علی رقم وجود شرایط مناسب محیطی قادر به جوانه زنی نیست. در بسیاری از گونه های گیاهی با بررسی شرایط محیطی طبیعی رشد گیاه می توان به راه هایی برای شکستن خواب بذر آنها پی برد.

در طبیعت، وجود مکانیسم های خواب باعث می شود تا بذر در شرایط و زمان مناسب جوانه بزند. در زراعت، گیاهان بسیاری همچون غلات، اصلاح شده اند تا دوره خواب آن ها کوتاه شود و عوامل موثر برخواب در طول دوره نگهداری بذر در انبار از بین بروند و وقتی که بذر در زمین کاشته می شود سریعا جوانه بزند.

تعاریف:

خواب (Dormancy)- معنی کلی: کمبود رشد به دلایل مختلف خارجی و داخلی.

 

خواب بذر (Seed dormancy)- عدم جوانه زنی بذر حتی در شرایطی که عوامل محیطی مساعد هستند.

در طبیعت ، خواب بذر فرایندی است که به گونه های مختلف اجازه می دهد تا در شرایط محیطی خاص زنده بمانند. خواب باعث می شود تا عمل جوانه زنی در بهترین زمان و مکان انجام شود تا گیاهچه کوچک و ضعیف صدمه نبیند. البته در گیاهان زراعی سعی شده است تا این خواب از بین برود.

 

سکون (Quiescence)- دوره ای است که در آن بذر در صورتی که آب جذب کند می تواند جوانه بزند. در این دوره هیچ مانع داخلی برای جوانه زنی بذر وجود ندارد.

پس رسی (After ripening)- مراحل فیزیولوژیکی است که پس از برداشت بذر در آن اتفاق می افتد و امکان جوانه زنی بذر را بوجود می آورد.

خواب اولیه (Primary dormancy)- این خواب زمانی ایجاد می شود که بذر بر روی گیاه قرار دارد و در زمان برداشت بذر در آن وجود دارد.

خواب ثانویه (Secondary dormancy)- این خواب برای جلوگیری از جوانه زنی بوده و زمانی ایجاد می شود که بذر از گیاه جدا شده و در شرایط نامطلوب محیطی قرار گیرد. در واقع بذر در ابتدا دارای خواب نبوده و شرایط نامساعد آن را به خواب می برند.  

مثال: بذر گونه هایی که در بهار می رسند، پس از جدا شدن از گیاه و قرارگیری در خاک به سرعت و بدون وقفه جوانه می زند زیرا خاک مرطوب بوده، دما مطلوب است و فصل رشد به اندازه کافی وجود دارد. اما اگر شرایط محیط نامساعد باشد، مثلا محیط خشک باشد، بذر جوانه نزده و به یک دوره سرما در زمستان نیاز خواهد داشت تا بتوانند در بهار بعد جوانه بزند که شرایط مناسب است و فصل رشد نیز باقی است.  

در این جا توجه به این نکته لازم است که وقتی بذرها می رسند ممکن است دارای خواب باشند یا نباشند. اگر دارای خواب باشند، بدان معنی است که دارای خواب اولیه هستند. گروهی از بذرها نیز که خواب نیستند، در دوره سکون می باشند. این بذور اگر شرایط محیطی مثل رطوبت و حرارت و ... مناسب باشد به سرعت جوانه خواهند زد. البته همین بذور بدون خواب اولیه نیز اگر خشک شوند وارد دوره خواب خواهند شد.  

به طور کلی 3 مکانیسم وجود دارد که باعث القای خواب در بذر می شوند:

1-پوشش بذر پوسته بذر می تواند جذب آب، توسعه جنین، تبادل گازها و شسته شدن مواد شیمیایی بازدارنده جوانه زنی را محدود کند. 

2- بازدارنده های شیمیایی مثل تنظیم کننده های رشد و غیره

3- عوامل مورفولوژیکی مثل کوچک و یا نابالغ بودن جنین.

معمولا خواب بذر ناشی از ترکیب عوامل مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی است. 

فهرست کلی خواب بذر (نیکو لیوا 1977).

خواب اولیه.

A. خواب خارجی- این نوع خواب مربوط به عوملی خارج از جنین است و 3 حالت دارد:

     1- فیزیکی

     2- مکانیکی

     3- شیمیایی

B. خواب داخلی این نوع خواب مربوط به عواملی درون جنین است و 2 حالت دارد:

     1- مورفولوژیکی- جنین یا رشد نکرده ، یا بسیار کوچک و باریک است و یا تمایز نیافته است.

     2- فیزیولوژیکی- به 3 صورت سطحی، متوسط و عمیق وجود دارد.

C. ترکیبی (ترکیبی از خواب های مختلف) که 2 حالت دارد.

     1- مورفوفیزیولوژیکی- یا مربوط به محور بالای لپه است یا مربوط به محور بالای لپه و ریشه چه است.

     2- خواب خارجی- داخلی

خواب ثانویه.

     1- خواب دمایی.

     2- خواب شرایط محیطی.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 آذر 1387    | توسط:    |    |
نظرات() 

تاریخچه علف کشها

تاریخچه :

    مبارزه جدی با آفات نباتی از سال 1939 و با كشف DDT  آغاز گردید و بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم ، كشف سم توفوردی نیز انقلابی در مبارزه شیمیایی با علفهای هرز ایجاد نمود و در مدت ده سال پس از كشف آن 92%  از كشاورزان اروپای غربی و امریكا مصرف كنندة آن بودند.

    اولین سابقه تولید صنعتی آفت كش ها در ایران مربوط به سال 1309 میباشد كه برخی سموم ارسنیك و معدنی در كارخانه شیمیایی كرج فرموله می‌شد این كارخانه پس از مدتی متوقف و عملاً صنعت فرمولاسیون سموم دفع آفات نباتی از سال 44 در ایران آغاز گردید. كارخانه شیمیایی كرج از سال 1344 با ظرفیت 4400 تن در سال مبادرت به فرموله كردن برخی سموم بر پایه شیمی آلی نمود و تا زمان انقلاب اسلامی 15 كارخانه تولید سموم دفع آفات نباتی در ایران فعالیت داشتند. در گذشته فرمولاتورها راساً مبادرت به واردات مواد اولیه می‌نمودند و پس از فرموله كردن و دریافت تایید سازمان حفظ نباتات محصول را بسته‌بندی و به بازار عرضه می‌كردند. متأسفانه از سال 1361 به لحاظ انحصاری كردن واردات و توزیع ، علیرغم اینكه سطح زیركشت محصولات افزایش چندانی نداشت با توجه به حجم واردات ( با ارز 70 ریالی ) عملاً تولید 12 كارخانه متوقف گردید. خوشبختانه در سالهای اخیر ، توجه بیشتر به تولید داخل سبب شده كارخانجات جدیدی نیز راه‌اندازی گردد و این بخش صنعت پیشرفتهای قابل توجهی كرده است.

    تولید آفت كش ها در دو بخش سنتز ماده مؤثره و فرمولاسیون قابل بحث است . در حال حاضر 12 ماده بویژه (تكنیكال) در ایران سنتز می‌گردد كه عبارتند از : آلاكلر ، بوتاكلر ، كلرید ازون ، مالاتیون ، اتیون ، مانب ، زینب ، مانكوزب ، متام سدیم ، كوپراكسی كلراید، دیفنروكوات و گوگرد.

    با توجه به اینكه سنتز هر یك از مواد مؤثره سموم یك طرح مجزا و قابل بررسی می‌باشد این گزارش تنها به صنعت فرمولاسیون سموم می‌پردازد.

معرفی محصول :

    سموم دفع آفات نباتی تركیبات شیمیایی هستند كه به منظور جلوگیری و كنترل اثر انواع آفات گیاهی بكار می‌روند و براساس نوع كاربرد عمدتاً به حشره كش ها ، علف‌كش‌ها ، قارچ كش ها ، نماتد كش ها و موش كش ها تقسیم می‌شوند. آفت كش ها همچنین براساس تقسیم بندی فرآورده‌های پتروشیمی به مشتقات اولفینی ، دی اولفینی و آروماتیكی تقسیم می‌گردند. جدول شماره 1  عمومی‌ترین تركیبات شیمیایی مؤثر در هر یك از گروههای آفت كش را نشان میدهد.

جدول شماره 1  طبقه بندی سموم براساس نوع گروه شیمیایی مربوطه

ردیف

نوع آفت كش

گروه شیمیایی ماده مؤثره

1

حشره كش

ارگانوفسفر ، ارگانوكلرین ، كاربامات ، تیوسیانات ، سولفونات ، دی نیتروفنل

2

علف كش

آلیفاتیك ، آمید ، آرسنیك ، بنزوئیك ، بای پیرید یلیوم ، كاربامات دی نیتروآنیلین ، نیتریل ، فنل ، فنوكسی ، تیوكاربامات ، تریازین تریازول ، مشتقات اوره

3

قارچ كش

دی تیوكاربامات ، تركیبات آلی كلردار ، تركیبات آلی جیوه ، تركیبات معدنی گوگرد و مس و جیوه

4

نماتدكش

هیدروكربنهای هالوژنه ، ارگانوفسفاتها ، ایزوتیوسیانات و كارباماتها

5

موش كش

تركیبات معدنی ، كومارین ، ارگانوكلرین ، ارگانوفسفات ، پیری مینیلوریز ، ایندینون

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 2 آذر 1387    | توسط:    |    |
نظرات()